زندگی یعنی دل سپردن به آدمک ها |
در پی آن نگاهای بلند حسرتی ماند و آه های بلند
|
|
درباره وبلاگ
![]() تا کی باید قندیل های سرد قلبت آب شود؟ آبی گرم آبی گرم آبی که بتوان خیال را در آن شستشو داد.ابی که بتوان گلهای دامنت را سیراب کند .راستی چند بهار مانده تا گلهای دامنت شکوفه دهد . چند بهار مانده تا هزاران بر سینه ات آشیان کند.... چند بهار مانده...... چند بهار...
منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
سلام
عجب ....................... ؟؟؟؟؟؟ ؟ ؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟ دست چرخون بی اجازه؟ خدا ... ajab panj shanbeye zesht o badi dashtam akhe cheraaaaaaaaa?che ghad tanhaee bade پنجشنبه ها ابرها همه باران می شوند و هیچ قطاری در غبار نمی ماند من بوسه را ، از غنچه ها می آموزم و چشم به دستهای تو می دوزم مرا ، بی چتر و چراغ باز می گردانی ؟ کاش آن آیینه ای بودم ، من که به هر صبحدم تو را می دیدم می کشیدم همه اندام ترا در آغوش سرو اندام تو با آن همه پیچ - آن همه تاب آنگه از باغ تنت می چیدم گل صد بوسه ناب
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر. به آسمون نگاه كن، براي ما مي باره براي ما كه امشب جدا شديم دوباره توی خونه اي كه نيستي چه سخته بی تو بودن زمونه ي لعنتي تو رو گرفته از من سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت نگو جدايي ما بازي سرنوشته نگو كه قصمونو خود خدا نوشته اون همه خاطراتو چطور فراموش كنم ؟ تو رفتي و نديدي اون كه شكسته منم سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت به من نگو كه گريه تلخه شگون نداره نگو بزار آسمون به جاي ما بباره اون كه شكسته منم سرت سلامت عزيز به ياد عشقمون باش تو فصل زرد پاييز
اگر بدانم که دلتنگ منی ، و دلت همیشه با من است دلم را فدای آن قلب مهربانت میکنم !اگر بدانم که مرا دوست داری و تنها آرزویت من هستم تا آخرعمرم عاشقانه برایت میخوانم ترانه عشق را !اگر بدانم که یک لحظه به من می اندیشی ،تمام لحظه هایم به این می اندیشم که
اگر بدانم که به انتظار من نشسته ای ، تو بگو تا آخر عمر به انتظارم بنشین ، من تا آخرین حد این انتظار منتظر آمدنت مینشینم !اگر بدانم که برایت ارزش دارم و همه زندگی ات هستم ، تا آخرین نفس به پای تو می نشینم و تا آخرین نفس ، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم !اگر بدانی که چقدر دوستت دارم دلتنگی که سهل است دلت برای یک لحظه درکنارهم بودن پرپر میزند !اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ، روزی صدها بار آرزو میکنی که به آرزویم برسم !اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها را می شماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی اگر بدانی که برایم یک دنیا ارزش داری ، سفری به دور دنیا میروی تا بفهمی چقدر برایم عزیزی اگر بدانی که میدانم ، بدون تو میمیرم ، مرا اینگونه در حسرت عشقت نمیگذاری !
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم انتظار بدون محبت و محبت بدون معرفت
انتظار می کشم و باز انتظار می کشم؛ کار دیگری جز انتظار ندارم. انتظار برای آن چیزهایی که آرزوهایم را ساخته اند. انتظار برای روزهای بهتر، انتظار برای پایان تیرگی ها، انتظار برای گفتن حرفهای نگفتهای که راه گلویم را سد کرده اند، انتظار برای پایان یافتن خاموشی فریادهایم، انتظار برای شنیدن صدایی عاشقانه از میان تیرگی شب
سلام
من... بسه.... بابا خسته شدم. طاقت برام نمونده. می خوام ...بگم... تو یه جمله:جوونی ام رو ازم کرفتی .
http://www.salijan.mihanblog.com/Page/2.aspx
عارف(تاثیر پذیر، برون گرا، آرمان گرا، احساسی)
امروز بعد از مدت ها: حالم خدا رو شکر خوبه... اینم به خاطر وجود یه نفره ..."عزیزم" "i
همچو لطافت گل های یاس دوستت دارم ادامه مطلب
ولنتاین مبارک
من بهترین کادو رو از عشقم گرفتم.
اینم تبریک از طرف من به عزیزم
من دارم می رم مدرسه.............................................
دلم واسه همه تنگ میشه
زیادی دارم حرف می زنم نه؟
جادوی بی اثر پر کن پیاله را کاین آب آتشین . دیریست ره به حال خرابم نمی برد . فریدون مشیری
ازم پرسیدن :(sara to chet shode age moshkelet shekaste eshghie chera mikhay deghe deleto sare man khali koni to ham hatman tala ashegh shodi baba yekam mano dark kon daram divoone misham delam vase azita ye zare shode man faghat ye shomare azat khastam chera en ghad laj mikoni با این همه بازم به ما می گید عشق وجود داره؟ باب شکست عشقی بخوره توی سرم اما الان دارم به این فکر می کنم اصلا عشق وجود داره؟ اینا همهش عادته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حرف شما چیه؟ فرقی نداره اما من الان یه کسو پیدا کردم که جای تمام آدما رو برام گرفته اما بازم اینم یه عادته؟ گوش کن
قصد فردا نکنی ،کودک من تو به فردا و دیروز میندیش دگر لحظه را قدر بدان ! من تو را می خواهم که در این لحظه ،کنارم باشی با من از فردا ها ، لحظه ای حرف مزن آخر ای کودک دلبند وگلم چه کسی می داند ؟ شاید فردا ها هرگز راه نر سد لحظه را قدر بدان قدر این لحظه ی سبز ، قدر این صبح دل انگیز بهار قدر این ظلمت شب ، قدر این ماه پر از وهم و گمان همه را کودک من قدر بدان دل من می خواهد تا که هستم با من مهربان تر باشی و اگر شد گاهی تن تنهایم ، تنگ در آغوش کشی به خدا معجزه ها خواهد کرد یک دل پر از احساس یک لب پر لبخند و کلامی که در آن عا طفه می بارد .... لحظه را قدر بدان یک نوازش می تواند حتی بشکند فاصله هایی را که به اندازه ی فردا ها دور است وبه هم وصل کند ، دو نگاهی را که ، مثل سرما ، سرد است لحظه را قدر بدان و به فردا و به دیروز دگر فکر مکن و به امروز و به این صبح و به این صبح به این لحظه بیندیش فقط تا که شاید او را که همه خوبی ها خصلت مطلق اوست لحظه ای پاس بدار ی و بگو یی : خدایا شکرت ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد.... و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی زمان گذشت ............. ایمان بیاوریم ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ تخیل به داس های واژگون شده یبکار و دانه های زندانی نگاه کن که چه برفی میبارد ......................... حیاط خانه ی ما تنهاست حیاط خانه ی ما در انتظار یک ابر ناشناس خمیازه می کشد و حوض خانه ی ما خالی است ستاره های کوچک بی تجربه از ارتفاع درختان به خاک می افتند و از میان پنجره های پریده رنگ خانهی ماهیها شبها صدای سرفه می آید و اکنون و این منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین فروغ فرخزاد
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب
عشق زهر بی سر و پایی نکنیم
|
|
|